مطالبات مادران صلح ایران از رئیس جمهور دهم
رئیس جمهور دهم کشور ایران!
ما مادران صلح ایرانیم که با شما سخن می گوییم؛
مادرانی از قومیت ها و مذاهب مختلف که از جان و جوانی خود در راه مبارزه با ستم استبدادی و برای تحقق امنیت و آزادی و عدالت هزینه کرده ایم؛
مادرانی که به امید ساختن ایرانی امن، آباد و آزاد در فرآیند شکل گیری انقلاب سال 57 شرکت داشتیم؛
مادرانی که در دوران 8 سال جنگ تحمیلی با عراق و پس از آن در تحریم های اقتصادی شرایط سخت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را به امید حفظ استقلال میهن تحمل کردیم؛
ما خود را مادران صلح نامیدهایم نه تنها مخالف جنگیم، بلکه امنیت و آسایش شهروندان را میطلبیم و به هر آنچه امنیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ما و جوانانمان را تهدید کند اعتراض داریم؛
بنابراین اصلی ترین مطالبات ما از شما، امنیت و صلح خواهد بود.
آقا یا خانم رئیس جمهور دهم
شما نیک می دانید که نهاد ریاست جمهوری در قبال منافع ملی ما جدی ترین نهاد پاسخگو است و می تواند نقش تعیین کننده ای را در تحقق سیاست گذاری های ملی با روش های متفاوت ایفا کند .
و ما، مادران صلح ایران، نیک می دانیم که امنیت و صلح برقرار نمی شود مگر آنکه:
1- صلح اصلی ترین و اولی ترین دستور کار رئیس جمهور در دوران تصدی ریاست قوه مجریه باشد.
2- مردم ایران آزادانه در تعیین سرنوشت خویش مشارکت داده شوند.
3- ملت ایران منروی نباشد و بتواند همراه و همپای سایر ملل آزاد در فرآیند نجات خود از بحران های محیط زیستی ، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تلاش کند.
4- تمامی عرصه های علمی، فرهنگی، هنری و ورزشی و آموزش عالی فارغ از هر گونه تبعضات جنسیتی، قومی، مذهبی و بین المللی بر روی همه فرزندان ما گشوده باشد.
5- مردم ایران به طور شفاف در جریان مذاکرات و تصمیم گیری ها که به نوعی با منافع ملی مرتبط هستند و همچنین در فرآیند عقد کلیه قراردادهای بین المللی قرارگیرند.
6- نگاه امنیتی – پلیسی از فعالان مدنی همچون زنان، دانشجویان، هنرمندان، نویسندگان و روزنامه نگاران، روحانیون، معلمان، کارگران و ... برداشته شود.
7- از رفتار قیم مابانه نسبت به شیوه زیست و زندگی زنان و جوانان و سایر اقشار اجتماعی خودداری شود.
8- هر ایرانی از هر مذهب، قوم، جنس حق داشته باشد که از همه آزادی های مدنی و رایج بهره مند شود.
9- آزادی بیان و آزادی پس از بیان برای همه اقشار و گروه های اجتماعی و سیاسی در چارچوب قانون اساسی تضمین شود.
10- آزادی تشکیل اجتماعات و فعالیت های گروه های داوطلب و غیردولتی و تشکل های صنفی در جهت توانمندسازی، توسعه پایدار و صلح و برابری تشویق و تضمین شود نه آنکه به بهانه برقراری امنیت سرکوب شوند.
11- زمینه ای فراهم شود تا ایرانیانی که به دلایل مختلف با توان های اقتصادی، علمی، اجتماعی و ... از ایران مهاجرت کرده اند به بازگشت به وطن تشویق شوند و با حفظ کرامت از استعداد و کارایی های آنان در حوزه های داخلی به نحوه شایسته ای بهره برداری شود.
12- مسئولین و مردم اخلاقا" کرامت انسانی کسانی را که به دلیل جنگ از کشورشان رانده شده و به ما پناهنده شده اند از هر قوم و نزاد و مذهب ملیت و جنسیتی که هستند محترم شمارند.
13- دولتمردان و کارگراران آنها از ادبیات مرگ طلبانه و جنگ افروزانه استفاده نکنند.
و بالاخره آنکه دولت آینده زمینه های لازم را برای گسترش فرهنگ صلح و مدارا در لایه های مختلف اجتماعی فراهم سازد.
به امید ایرانی آباد، امن و آزاد و صلح پایدار
مادران صلح ایران
اردیبهشت
تقاضا داریم ما را از نقطه نظرها ، پیشنهادها و انتقادهای خود آگاه کنید و با ما به آدرس: peace.publicrelation@gmail.com
در تماس باشید.
به امید بهروزی و صلح پایدار برای میهن عزیزمان ایران
ما جنگ نمیخواهیم!
مديران و مسئولان محترم جمهوري اسلامي ايران
با سلام
19 سال است که از جنگ هشتسالة ايران و عراق ميگذرد. هنوز داغ مرگ جوانان وطن قلبها را به درد ميآورد. هنوز درد و رنج هزاران مجروح شيميايي، بهويژه در مناطق مرزي ميهنمان سينهها را آکنده از اندوه ميکند. هنوز تکههای پيكر جوانان رشيدمان را روزانه در پاركها و صحن دانشگاهها بهخاك ميسپاريم و هنوز از آسيبهاي اجتماعي و اقتصادي تحريمهاي جهاني بر ضد ايران، مانند كمبود كالاهاي اساسي، میزان بالاي تورم، فقر ، بيكاري و فساد ناشي از آن نياسودهايم كه آواي شوم جنگ خانمانسوزي ديگری به گوش ميرسد ومسئولان كشورمان نيز، با طرح پاسخهاي تند، گويي به استقبال آن ميروند!
امروز كه مشاركت مردم در يكي از مهم ترين تصميمهاي ملّي شان تا به اين حد ضروري است ، عدم حضور نهادهاي مدني همچون گروهها، احزاب اصناف، سنديكاها ، دانشجويان و دیگر اقشار مردم حاصلي جز جدايي مردم از حاكميّت و حاكميت از جامعة بينالملل نخواهد داشت.
ما مادران صلح ايران با جنگ مخالفیم و پيشنهاد ميكنيم که محتواي بستة تعيين شده از سوي كشورهاي 1+5 در رسانههاي رسمي كشور علني گردد. ما باور داريم که اگر دولت ايران تعليق موقت غنيسازي را بپذيرد و به مذاكرة مستقيم براي اصلاح شرايط آن تن دهد، افكار عمومي جهان به نفع ملّت ايران تغيير خواهدكرد و اجماع جهاني برضد كشورمان درهم خواهد شكست.
بيترديد ادامة تحريمها و آغاز حملة نظامي بيش از همه ويراني و كشتار و آثار اسفبار خود را بردوش مردم خواهد نهاد. بنابر اين، مردم بايد در اين تصميم سرنوشتساز مشاركت داشته باشند.
هنوز گروه بزرگي از مردم بر اين باورند كه اگر پس از فتح افتخارآميز خرمشهر، كه عراق و حاميانش در موضع ضعيفتري قرار داشتند، پاي مذاكره مينشستيم، احتمال پيشگيري از كشتارها، موشكبارانها وبمبارانهاي وحشتناك شيميايي وجود داشت و سرنشینان هواپیمای ارباسی که بر فراز خلیج فارس پرواز میکرد جان خود را از دست نمیدادند.
انتظار مادران دلسوخته و داغدیدة این سرزمین آن است که تا دیر نشده با گفتگو و حل صلحجويانة مسائل اختلافات را حل کنیم و، با طرح شعارهاي تند، آتش بيار معركهای كه ابرقدرتهاي جنگ افروز به پا كردهاند نشويم.
مادران صلح ايران
با سلام، با آغاز بهار 1387 همچنان محكوميت فعّالان جامعة مدني، دانشجويان، كارگران ، معلّمان و اقلّيتهاي قومي و مذهبي ادامه يافته، زندان و شلاّق به آنان ابلاغ شدهاست.
بر اساس مواد 20 و23 قانون اساسي كشورمان، هر فردي حق آزادي عقيده و بيان دارد و اين حق مستلزم آن است كه كسي ازداشتن و بيان عقايد خود يا دريافت و انتشار آن بيم و نگراني نداشته باشد. همچنين بر اساس مادّة 27 همين قانون، هرشخصي آزادي تشكيل اجتماعات، مجامع و انجمنهاي مسالمتآميز را دارد..
از سوي ديگر بر اساس مادة43 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، تأمين استقلال اقتصادي جامعه و ريشهكن كردن فقر و محروميت و بر آوردن نيازهاي انساني و رشد او ، با حفظ آزادگي ، از ضروريات است و تأمين نيازهاي انساني نظير مسكن، خوراك و پوشاك و آموزش و پرورش، درمان و تأمين كار براي همه تاجايی كه نيازهاي روزمرة انسان برطرف شود و به خودسازي معنوي و اجتماعي و سياسي بپردازد، از اهداف اعلام شدة جمهوري اسلامي است. آيا اين روش درستياست كه بخشهايي از جامعه را كه عملاً بهبود زندگي مردم را پيميگيرند و در راه آن تلاش ميكنند، به زندان محكوم كنيم؟ يا باحكم شلاّق آنان را تحقير کنيم؟
اعضای محترم شورای امنیت سازمان ملل متحد
ما جمعی از مادران ایران، از طیفهای مختلف قومی و مذهبی، نگرانی عمیق خود را در بارة وضعیت بحرانی کشورمان ایران و منطقة خاورمیانه با شما در میان می گذاریم .
ما جنگ نمیخواهیم!
هموطنان را به امضاء بیانیه فوق دعوت می کنیم. لطفا اسامی خود را در قسمت «نظرات» وارد کنید.
و یا با ایمیل آدرس peace.publicrelation@gmail.com تماس حاصل کنید.
هرسال، در نيمة بهار هفتهاي به قدرداني از زحمتها و رنجهاي دو همراه اختصاص داده می شود: كارگر و معلّم. در ميان اين همه نمود از ثروت كلان و اسراف بيامان صاحبان مشاغل آزاد كم و بيش آسان، اين این دو همراه هستند كه گلو پاره ميكنند و دست پينه ميزنند، كم توقّّع و پركار بودند. كارگر ميخواست اورا كار و حرفهاي باشد و شغلي "امن" تا لقمهاي حلال براي خانوادهاش ببرد و معلّم حقوقي به موقع و درخور زيستي آبرومند.
این درحالی است که هر روز در اخبار می خوانیم و می شنویم که:
"فرهنگيان بازنشستة سال 85 هنوز پاداش خود دريافت نكردهاند..."
" زمزمة پرداخت اين مطالبات به صورت سهام عدالت شنيده ميشود..."
"در سالهاي گذشته بيشترين افزايش حقوق فرهنگيان در دوران آقاي خاتمي صورت گرفت. از سال 1384 به هنگامي كه نفت گرانتر شد، افزايش حقوق فرهنگيان با توجه به افزايش نرخ تورم نسبت عكس داشتهاست."
"قيمت نفت به بشكهاي 110 دلار رسيد..."
"طبق گفتة بانك مركزي نرخ تورم به بالاي 20/درصد رسيد...."
"دولت اعلام نمود، افزايش حقوق فرهنگيان درسال حدود5/ درصد بودهاست...."
و هزاران خبر از این دست،
اکنون ما مادران صلح ایران همزمان با ماه تقدیر از کارگران و معملمان هم آوا با همه مردم ایران می پرسیم : اين همه تعارف و تجليل از مقام معلّم و کارگر چه سود اگر حقوق مسلّم آنها بهموقع داده نشود؟
به چه گناه به هنگام شكايت به خانة ملّت، به توهين و تازيانه تارانده ميشوند و هنوز تني چند در بند اتّهام. كجاست آن دادگاه صالحي كه محكوميتهاي سنگين از آنها بردارد و محروميتاز حقوقشان را لغو كند؟
بي ترديد سعادت و توسعة همة ملّت در گرو آسايش و ترقّي همة اقشار و اصناف و حتّي نحلهها و جريانهاي فكري و فرهنگي درون آن است و درخت صلح هنگامي به بار مينشيند كه عدالت در خاكش ريشه دوانيده باشد.
به اميد آن روز
مادران صلح ايران
هرغنچة اميد كه روييده بر چمن
حاصل ز پينة دستاني مصمّم است
خانه برپا و شهر در گردش و نشاط
اين كارگه زنده به كاري مسلّم است
گویا سال جدید، چنانکه از طلیعهاش پیداست، سال برخورد با فعالان سياسي و كنشگران جامعه مدني است. در نخستین ماه این سال، یعنی در روز سه شنبه 20 فروردین، ماموران انتظامی خدیجه مقدم را در منزل مسكوني اش دستگير و با قرار وثيقة يك ميليارد ريالي روانه بازداشتگاه وزرا کردند.
خديجه مقدم اين مادر 56 ساله که سالها در عرصه های گوناگون جامعه مدني از جمله محیط زیست، جنبش زنان و استقرار حقوق بشر و صلح در ايران و جهان تلاشي مستمر و خستگيناپذير داشته در شرايطي با اتهامهاي گوناگون مواجه شده است كه، بنا بر گزارشها، در برابر درخواست غيرقانوني ماموران دادستاني مبنی بر معرفي 8 تن از فعالان مدنی که به خانه او رفت و آمد می کردند مقاومت كرده و اقامت در زندان را ترجيح داده است.
مقدم فعال جدی محیط زیست است؛ او در اين عرصه از پيشگامان حفظ محيط زيست در ايران به شمار ميرود. از جمله فعالیتهای وی در این عرصه میتوان به موارد زیر اشاره کرد: همکاری با شهرداریهای مختلف كشور برای آموزش تفکیک زباله در سطح شهر تهران و شهرستانها، به روش چهره به چهره، برگزاری سخنرانی و کارگاههای آموزشي گوناگون براي حفظ محيط زيست. اوعضو جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست، معترض همیشگی تخریب جنگلهای تهران و شمال ايران، مشوق و آموزگار زنان کیان شهر برای تأسیس آشپزخانه عمومی غذای سالم بوده است. او سالها در زمینه کارآفرینی برای زنان و تشکیل تعاونیهای زنان نقشآفرين بوده.
مقدم فعال خستگی ناپذیر جنبش زنان است؛ او در عرصة جنبش زنان از مبتكران راهها و روشهاي مسالمت آميز براي رسيدن به حقوق برابر و ارتقاي سطح كار و زندگي زنان به روشهاي شرافتمندانه است و همواره برای تغییر قوانین تبعیض آمیز بر ضد زنان تلاش کرده است. مقدم از فعالان کمپین یک میلیون امضا و عضو کمیته مادران این کمپین است.
مقدم فعال دلسوز حقوق بشر است؛ او حقوق بشر را امري همه جانبه دانسته و در تمام زمينه ها در جهت دفاع، حفظ و ارتقاي حقوق بشر تلاش كرده است. از جمله فعالیتهايش حضور گسترده در بازسازی بم و ايجاد فرهنگسرا براي بانوان، حمایت بی دریغ از آسیب دیدگان اجتماعی و خانواده هاي آنها بوده است كه در كنار دفاع از حقوق محرومان و اقشار فرودست جامعه صورت گرفته و همواره زبانزد خاص و عام بوده است.
مقدم یک مادر صلح و از مخالفان واقعي جنگ و خشونت و اعدام است؛ او یکی از صلح طلبان جامعه مدنی است که بارها با نوشتهها و سخنرانیهای خود خشونت و جنگ طلبی ارباب قدرت را در جهان به نقد کشیده و از شرکت در حرکتهاي اعتراضي ضدجنگ دریغ نکرده است. او در راه حفظ جان انسانها شبها و روزها راه شهرستانهای دور و نزدیک را پیموده تا با گرفتن رضایت از اولیای دم از اعدام جوانان و زنانی که خود قربانی آسیبهای اجتماعی بودهاند جلوگیری کند.
اکنون، این بانوی فعال جامعه مدنی ، با چنين پيشينهاي با اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" و "تشويش اذهان عمومي" مواجه و زنداني شده است. چه كسي باور ميكند كه خديجه مقدم امنيت ايران را به هم مي زند و موجبات تشويش اذهان ايرانيان را فراهم ميآورد؟ او، به هنگام دستگیری، در برابر این اتهامها در مقام دفاع از خود بهترین گواه را بر بیگناهی خویش آورده: "زندگی من بهترین گواه من است".
انتظار و خواست ما اين است: "هر چه زودتر به بازداشت غيرقانوني خدیجه مقدم، این بانوی خير، نيك انديش، برابری خواه، صلح طلب و كنشگر جامعه مدنی ایران خاتمه دهید".
لیست اسامی امضا کنندگان این بیانیه در ادامه مطلب آمده است
چگونگی دستگیری خدیجه مقدم، به نقل از شاهدان عینی، نمونه بارز نقض حقوق شهروندی است. شاهدان عینی اظهار میدارند که خدیجه مقدم در پاسخ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» به ماموران گفته است: اقدام من علیه امنیت ملی است، یا رفتار و اقدام شما؟
اکنون پرسش ما نیز این است: هجوم به چاردیواری خانوادهای در میانه روز، یعنی هنگامی که مادر خانواده در خانه تنهاست، و دستگیری مادر خانواده را چگونه میتوان حفظ آسایش شهروندان و حمایت از آنان به شمار آورد؟ و از آن سو، چگونه میتوان فعالیتهای خدیجه مقدم را که تمام زندگی خود را به صورت شفاف و علنی وقف فعالیتهای صلح طلبانه کرده است مصداق اقدام علیه امنیت ملی یا تشویش اذهان عمومی دانست؟
خدیجه مقدم، به هنگام دستگیری، در برابر این اتهامها در مقام دقاع از خود بهترین گواه را بر بیگناهی خویش آورده: "زندگی من بهترین گواه من است".
براستی دستگیری چنین فردی از کدام معضل اجتماعی و اقتصادی جامعه می کاهد و کدام بخش از نا امنیهای اجتماعی و یا سیاسی را ترمیم میکند؟
ما، مادران صلح، ضمن اعلام اعتراض شدید خود به اینگونه رفتارها و در پیش گرفتن این روند از سوی مقامات انتظامی و قضایی کشور انتظار داریم که خدیجه مقدم به هیچ قید و شرطی در اسرع وقت به آغوش خانواده خود بازگردانده شود و آرزومندیم که دیگر شاهد چنین برخوردهایی به بهانه امنیت اجتماعی یا ملی نباشیم.
21 فروردین 1387
جمعی از مادران صلح؛ جمعه نهم فروردین به نشانه حمایت از حقوق بشر به دیدار خانواده های احسان منصوری, دکتر زهرا بنی یعقوب و منصور اسانلو رفتند .خانواده هایی که تلخی اتفاق های سال گذشته هنوز در زندگی شان حس می شود. در ادامه گزارش کامل این دیدار را بخوانید: