هرسال، در نيمة بهار هفتهاي به قدرداني از زحمتها و رنجهاي دو همراه اختصاص داده می شود: كارگر و معلّم. در ميان اين همه نمود از ثروت كلان و اسراف بيامان صاحبان مشاغل آزاد كم و بيش آسان، اين این دو همراه هستند كه گلو پاره ميكنند و دست پينه ميزنند، كم توقّّع و پركار بودند. كارگر ميخواست اورا كار و حرفهاي باشد و شغلي "امن" تا لقمهاي حلال براي خانوادهاش ببرد و معلّم حقوقي به موقع و درخور زيستي آبرومند.
این درحالی است که هر روز در اخبار می خوانیم و می شنویم که:
"فرهنگيان بازنشستة سال 85 هنوز پاداش خود دريافت نكردهاند..."
" زمزمة پرداخت اين مطالبات به صورت سهام عدالت شنيده ميشود..."
"در سالهاي گذشته بيشترين افزايش حقوق فرهنگيان در دوران آقاي خاتمي صورت گرفت. از سال 1384 به هنگامي كه نفت گرانتر شد، افزايش حقوق فرهنگيان با توجه به افزايش نرخ تورم نسبت عكس داشتهاست."
"قيمت نفت به بشكهاي 110 دلار رسيد..."
"طبق گفتة بانك مركزي نرخ تورم به بالاي 20/درصد رسيد...."
"دولت اعلام نمود، افزايش حقوق فرهنگيان درسال حدود5/ درصد بودهاست...."
و هزاران خبر از این دست،
اکنون ما مادران صلح ایران همزمان با ماه تقدیر از کارگران و معملمان هم آوا با همه مردم ایران می پرسیم : اين همه تعارف و تجليل از مقام معلّم و کارگر چه سود اگر حقوق مسلّم آنها بهموقع داده نشود؟
به چه گناه به هنگام شكايت به خانة ملّت، به توهين و تازيانه تارانده ميشوند و هنوز تني چند در بند اتّهام. كجاست آن دادگاه صالحي كه محكوميتهاي سنگين از آنها بردارد و محروميتاز حقوقشان را لغو كند؟
بي ترديد سعادت و توسعة همة ملّت در گرو آسايش و ترقّي همة اقشار و اصناف و حتّي نحلهها و جريانهاي فكري و فرهنگي درون آن است و درخت صلح هنگامي به بار مينشيند كه عدالت در خاكش ريشه دوانيده باشد.
به اميد آن روز
مادران صلح ايران
هرغنچة اميد كه روييده بر چمن
حاصل ز پينة دستاني مصمّم است
خانه برپا و شهر در گردش و نشاط
اين كارگه زنده به كاري مسلّم است